تبليغاتX
روز بارونی - بی خوابی(هنگ کردم)

امشب هم مثل شب های قبل خوابم نمیبره ! چرا ؟ به خاطر افکار جور وا جورو در هم برهم افکاری که بعضی هاشون واقعا فکر کردن بهشون بیخودیه !

چه فکرایی ؟؟؟؟ فکره :

۱ - اشتباهاتی که تو گذشته انجام دادم و میبینم هیچ راهی برای درست کردنشون نیست اگرم باشه باید خیلی اشتباهات احتمالی دیگه انجام بدم تا بتونم بعضی از اشتباهات رو درست کنم که خیلی هاشونم نخوام به خودم دروغ بگم دیگه حل شدنی نیستن

۲ - اشتباهاتی که قراره تو آینده انجام بدم و میدونم بعدا مثل الآن شاید هزاران هزار بار آرزوی مرگ ، آرزوی معجزه شدن که یکی بهم راه درستو برای حل شدن مسائل نشون بده ،  و از همه مهمتر آروزی برگشت به گذشته و انجام کار درست (یا یکی باشه که کاملا بهش اعتماد داشته باشم و هر چی بگه با جون و دل گوش کنم که مثلا بهم بگه) :

خرههههههههههههه ، احمق ، نادون این راهی که میخوای بری درست نیست یعدا مثل.... پشیمون میشیااااااا .

۳ - نمره ۲درسی که هنوز ندادن و یکیشو مطمئنم بدجوری خراب کردم و رو معدلم تاثیر میذاره آخه از روز اول حد معدل و برای خودم تعیین کرده بودم که بتونم موفق باشم اما بازم نادونی کردم ...

۴ - آینده ، آینده چی می خواد بشه ؟ همون چیزی میشه که من میخوام ؟ اصلا من  واقعا چی میخوام ؟

۴ - ۱ - تاحالا شده بدونین چی می خواین اما بیشتر ندونین که چی می خواین ؟؟؟؟

۴ - ۲ - تاحالا شده تو یه موقعیتی بدونین دارین اشتباه میکنین ولی بخاطر اشتباهاتی که قبلش انجام دادین دیگه هیچ کاری نتونین بکنین و مثل من هیچ........ ؟

۵ - هم دارم زندگی مو میکنم و تو یه چیزایی موفقم و هم نمیخوام زندگی کنم چون یه چیزایی زجرم میده ! آخه این چه زندگییه؟

 

                              !!!!!! برام دعا کنین بدجوری دارم هنگ میکنم !!!!

نتونستم مثل همیشه نوشته هامو سبز بنویسم آخه سبز رنگ پیروزی ، خوشبختی و خوشحالیمه !

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 4:20 قبل از ظهر توسط مینا |

من مینا هستم متولد 9 مهر 1367 می نویسم از تلخی ها و شیرینی های زندگیم دوست داشتین بخونین و نظر بدین
دیگه چه خوب چه بد به بزرگی خودتون ببخشید

من این رشته های محبت را پاره می کنم شاید ......
گره خورد و به هم نزدیک تر شدیم

Home
Email
Night Skin