|
خودم حالم خیلی خوش نبود اومدم اینجا که بهتر بشم پشیمون شدم . آخه دیدم همه مثل من نتونستن حرفی از این موضوع ها تو وبلاگشون نزنن . تصمیم گرفتم تا جایی که ممکنه خودم و از این چیزا دور کنم که داغون تر نشم اما هنوز موفق نشدم امیدوارم اگر من موفق نمیشم حداقل ما موفق بشیم که دردمون کمتر شه . چون اگر تو هر دوتاش موفق نشیم افتضاح میشیم همه . یعنی کل ایران فکر کنم باید دیوونه خونه و مرکزی برای بیمارهای افسرده و ... بشه . بیشتر از این حرفی نمیزنم چون بخوام حرف بزنم حرف دل خودتون هم میشه . بعد که بیاین اینجا داغ دلتون تازه تر میشه . به امید روز پیروزی به یاری خدا . ( خدا پشت و پناه هممون ) سیاه و سبز رنگ این روزای ما ( ... ) . پ ن : راستی یادم رفت بگم ۲۰ مین پیش داداشم بهم گفت . لطف کردن اس ام اس و دوباره راه انداختن . (البته حواستون باشه گول نخورین ... )
+
نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 1:39 قبل از ظهر توسط مینا
|
|
من مینا هستم متولد 9 مهر 1367 می نویسم از تلخی ها و شیرینی های زندگیم دوست داشتین بخونین و نظر بدین
دیگه چه خوب چه بد به بزرگی خودتون ببخشید
من این رشته های محبت را پاره می کنم شاید ......
گره خورد و به هم نزدیک تر شدیم