تبليغاتX
روز بارونی - دپرس

سلام . میدونم شما هم مثل من بابت اعلام نتایج و وضعیت خراب مملکتمون حال خوشی ندارین .

از روزی که اعلام نتایج کردن فضای خونمون خیلی افسردست . روز اول بخاطر نامردی و وقاحت این دولت بود اما از فرداش که مردم ریختن بیرون و این افتضاح ها داره پیش میاد حال و احوالمون خرابه . و یه چیز دیگه هم که بیشتر آدم و دپرس میکنه اینه که همه این حال و احوال و دارن و فضای کل کشور خرابه . قبلنا خیلی کم اخبار گوش میدادیم اصلا حاظر نبودیم یک دقیقه از وقتمون و پای صدای آمریکا بذاریم . اما از وقتی این جریانات پیش اومده از صبح که بیدار میشیم تا موقعی که بی بی سی باشه اونو گوش میکنیم و وقتی قطعش کنن حتی اگرم اقرار توش باشه مجبوریم صدای آمریکا گوش کنیم . از بس این فیلما . عکسا . خبرا . حرفا و ... شنیدم . دیدم و گفتم داره روز به روز حالم خراب تر میشه . از خونه میزنم بیرون که هوام عوض شه میبینم نه بیرونم کسی نمی تونه حرف نزنه . تلفن با دوستام تنها حرفی که داریم گزارش خبرای جدیدی که شنیدیم به هم میدیم . کلاس که میرم اوووووووووووووووووف کی درس می خونه ؟ کی ورزش میکنه ؟ مامانم چند روزه که قرص خواب می خوره تا به زور خوابش ببره . بابام که اصلا تو خونه نمی نشست و همش سر کار بود الان عصرا که دیگه نمیره سر کار روزام زودتر میاد خونه که بدونه چه خبره وقتی هر کدوممون میخوایم از خونه بریم بیرون همه از هم میپرسیم کجا میری ؟ کی میای ؟ مواظب باش ! و و و . میدونم همه این حال و احوال و دارن . امیدوارم این خون هایی که دادیم و این زجرایی که میکشیم بی ثمر نمونه و به جایی برسه که تو روی اون عزیزانی که رفتن و خونوادشون خجالت زده نشیم و بتونیم با ادامه دادن راهشون به هدف برسیم که روحشون شاد بشه . 

خدا خودش به دادمون برسه و حق اینا رو بذاره کف دستشون . آمین .

منتظر همدردیهاتون هستم .

به خاطر عزیزانی که خودشون و فدای درست شدن مملکتمون و گرفتن حقمون کردن و الان بعضیاشون دیگه نیستن و بعضی هاشون معلوم نیست کجان و در چه وضعیتی هستن نوشته های این پستم و برای همدردی با خونوادشون و عزاداری سیاه مینویسم.

به امید فردایی با پیروزی و آرامش .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 2:32 قبل از ظهر توسط مینا |

من مینا هستم متولد 9 مهر 1367 می نویسم از تلخی ها و شیرینی های زندگیم دوست داشتین بخونین و نظر بدین
دیگه چه خوب چه بد به بزرگی خودتون ببخشید

من این رشته های محبت را پاره می کنم شاید ......
گره خورد و به هم نزدیک تر شدیم

Home
Email
Night Skin