تبليغاتX
روز بارونی

سلام خوبین ؟

ما نبودیم خوب بود ؟ هم مزاحمتون نمیشدم . هم اذیت نشدید بیاید چرت و پرت های منو بخونین نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا رو شکر نمره پایان ترمم از ترم قبلیم بیشتر شده بود . ۲ترم قبل خیلی درس نخوندم به خاطر همین حسابی افت کردم اما ترم قبلی بیشتر وقت گذاشتم به خاطر همین نتیجشو گرفتم . البته بحث نمره نیست موضوع اینه که وقتی نمره پایینه یعنی هیچی یاد نگرفتی اما وقتی نمرت میره بالا یعنی ترشی نخوری یه چیزی میشی . حالا این ترم دارم بیشتر وقت میذارم که بهترین نتیجه رو از لحاظ یادگیری بگیرم . و دیگه اینکه چون وقتم کمتر شده فشار درسیم برای کنکور هم بیشتر شده . تو همین اوضاع لب تاپ جونم لطف کرد در حقم و خراب شد و طول کشید تا درست بشه . به خاطر همین از دستم راحت بودین اما تا درست شد اومدم که زیاد خوش به حالتون نشه

و باید یه عذرخواهی هم کنم که نشد تو این مدت بیام مزاحمتون بشم


پ.ن :

دوستانی که تازه لینکشون کردم و دوستانی که به وبلاگشون سر میزنم و انگلیسی تایپ میشه به بزرگیتون ببخشید آخه زبان فارسی دستگاه دوست نداره درست بشه . فقط جاهایی میتونم فارسی بنویسم که خودشون خودبخود فارسی تایپ میکنن . مثل اینجا.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 11:17 بعد از ظهر توسط مینا |

سلام خوبین ؟

دیشب خوب بود خوش گذشت . امیدوارم که همیشه همه . نه فقط جمع وبلاگیا . همه خوش باشن یعنی بتونیم خوشی رو به دست بیاریم .

تو خودم موندم . من آدم نمیشم . روز سه شنبه که رفتم کلاس کنکور به خاطر اینکه شنبه امتحان پایان ترم زبان دارم  که الان ۵ دقیقه از شنبه گذشته . کلاس کنکور روز ۵شنبه رو لغو کردم تا مثل آدم بشینم بخونم . اما تا الان که گذشته هر چی سعی کردم بخونم نتونستم . ۱۰ بار کتابه باز کردم تو این ۱۰ بار شاید ۲ صفحه به زور خونده باشم که اونم باز باید بخونمش . ( دعا کنین خدا یه عقلی به من بده . ثواب داره بخدا ) به هر حال خدا فردامو به خیر بگذرونه .

 

+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط مینا |

من مینا هستم متولد 9 مهر 1367 می نویسم از تلخی ها و شیرینی های زندگیم دوست داشتین بخونین و نظر بدین
دیگه چه خوب چه بد به بزرگی خودتون ببخشید

من این رشته های محبت را پاره می کنم شاید ......
گره خورد و به هم نزدیک تر شدیم

Home
Email
Night Skin